خرید بک لینک
- آىِ مجرى! يكى دستش از دنيا كوتاه شده يعنى چى؟مگه دستم كوتاه مى شه آخه؟+ يعنى ديگه نيست، رفته اون دنيا. دستش به اين دنيا نمىرسه؟- اين دنيا و اون دنيا يعنى چى؟! مگه ما چند تا دنيا داريم؟همين يه دونه رو داريم ديگه آى مجرى.همين كه هميشه با منه، توى منه، منو تكون مىده، مىبره و مياره. همين كه هروقت

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

هر شببالاى تمام عكسهايتصدقه ميچرخانمچشم است ديگرشور ميشود گاهى ،،، **********************************// ❣❣وقت خواب است، ولی بیدارمشک نکن پای کسی در کار

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

در کافهـ ی همیشگیمان نشستهـ ایم ، رویِ آن میز و صندلی هایِ همیشگی.. و همان سفارشاتِ همیشگی رویِ میز..!دو فنجان قهوهـ تلخ.. برایِ بارِ هزارم میپرسم کهـ تلخی اش اذیتت نمیکند؟! و تو برایِ بارِ هزارم جواب میدهی :نهـ شیرینیِ تو تلخیِ قهوهـ را از بین میبرد... میدانی چرا هر بار این سوال را میپرسم؟ چون دلم

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

تا زمانی که رسیدن به تو امکان داردزندگی دردِ قشنگیست که جریان داردزندگی دردِ قشنگیست بجز شب هایشکه بدون تو فقط خواب پریشان داردیک نفر نیست تورا قسمتِ من گرداند؟کارِ خیر است اگر شهر مسلمان داردخواب بد دیده ام،ای کاش خدا خیر کندخواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان داردشیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولیمن به تو

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

هرچه راباعشق پیدا میکنی گم میشود،دل بروی هرکسی وا میکنی گم میشود،روزهای زندگی راباهزاران آرزو،یک به یک وقتیکه فردا میکنی گم میشود،عمرمثل یک پرنده در قفس جان میدهدصحبت از آزادیش تا میکنی گم میشود،رازخیلی ازبزرگی هابه کوچک ماندن استرود را وقتی که دریامیکنی گم میشود،باهمه زیبائی اش رسم بدی داردقطار،

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست چقدر کم توقع شده ام ، نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر لمس دستانت را ؛ همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست ، مرا به آرامش می رساند حتی اصطحکاک سایه ها

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

قالب پنیر بهانه بود...از سر تنهایی بود که روباه آمد پای درخت...قربان صدقه ی کلاغ رفتوگرنه کدام ابلهی باور می کندکه روباه پنیر بخورد.. ﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﺩﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻩ ﻧﻪ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺴﺘﻢﻣﺜﻞ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﺭﺍﻡﺭﻭﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﺭﻡﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪﺳﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﮔﺎﻩ

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظهخودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضهکنارم هستی و بازم بهونههامو میگیرممیگم وای چقد سرده میام دستاتو میگیرمیه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرماز این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرمفقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن باهممحاله پیش من باشی برم سرگرم کار

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

یادته تحویلش گرفتیم این میمون زشته 95 را... کجای تو مبارک بود لعنتی؟!قرار بود آدم ها به هم برسند،نه به قطار!قرار بود علی همیشه معلم باشد،نه در زیر خاک!با چه رویی امسال ذوق کنیم از دیدن کلاه قرمزی بی مادر؟؟اصلا شما بگویید اذان اولین روز سال را چه کسی میخواند؟؟ موذن زاده یا دیگری؟؟؟دلم گرفته از سرباز

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

زلف مشکین تو یک عمر تأمل دارد نتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت .. گاهی از خیال من گذر می کنی … بعد اشک می شوی … رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من … #دوسش داری... فقط دوس داشتن کافی نیست... باید چشم ازش برنداری... + نوشته

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:28

صفحه بندی